شهید عبدالحسین برونسی

 تاریخ تولد : ۳ شهریور ۱۳۲۱

محل تولد : شهرستان تربت حیدریه

محل دفن : مشهد، بهشت رضا(ع)

سمت :فرماندهی تیپ 18 جوادالائمه

پس از انقلاب به سپاه پیوست و در آغاز جنگ راهی جبهه شد. وی در این دوران مسئولیت‌های مختلفی داشت که در آخرین آن فرمانده تیپ 18 جواد الائمه (ع) بود که در سال ۱۳۶۳ طی عملیات بدر در شرق دجله کشته شد. وی ۵ سال همزمان با کار به تحصیل علوم اسلامی نیز می‌پرداخت.

گردان بلال با فرماندهی وی در جریان عملیات والفجر 3 موفق به تصرف ارتفاعات کله قندی  و به اسارت گرفتن سرهنگ جاسم یعقوب داماد و پسرخاله صدام گردید. و رهبر حزب بعثت برای سر او جایزه تعیین کرد

در وصیت‌نامه وی آمده‌است من با چشم باز این را پیموده‌ام و ثابت قدم مانده‌ام؛ امیدوارم این قدم‌هایی که در راه خدا برداشته‌ام، خداوند آنها را قبول درگاه خودش قرار دهد و ما را از آتش جهنم نجات دهد. فرزندانم، خوب به قرآن گوش کنید و این کتاب آسمانی را سرمشق زندگیتان قرار بدهید. باید از قرآن استمداد کنید و باید از قرآن مدد بگیرید و متوسل به امام زمان (عج) باشید. همیشه آیات قرآن را زمزمه کنید تا شیطان به شما رسوخ پنهانی نکند.

کشف پیکر برونسی و تردیدها

به گفتهٔ محمد باقرزاده، پیکر عبدالحسین برونسی پس از ۲۷ سال از زمان مرگش در شرق دجله به همراه ۱۲ کشته شده جنگی دیگر کشف شد. پلاک، لباس پاسداری، بخشی از صفحات قرآن و بادگیر آقای برونسی اجزایی است که پیدا شده‌است.

با این وجود سعید عاکف نویسنده کتاب خاک های نرم و کوشک معتقد است پیکر کشف شده، با مشخصات لحظه مرگ برونسی همخوانی ندارد. وی بیان می‌کند که بر طبق خاطرات بی‌سیم‌چی برونسی و یکی دیگر از همراهان او، وی در آخرین لحظات زندگی لباس رسمی سپاه به تن داشته و جنازه‌اش نهایتاً در منطقه‌ای باتلاق مانند می‌افتد و در این هنگام سر بر تن داشته‌است و فرضیهٔ جدا کردن سر وی توسط عراقی‌ها را رد می‌کند.

خانوادهٔ شهید برونسی نیز در تعلق داشتن پیکر کشف شده به برونسی اظهار تردید کرده‌اند

 

 

 

 

معرفی مختصری از شهید مدافع حرم مهدی نوروزی

نام پدر : بیژن

فرمانده عملیات ویژه سامرا

ملقب به اسد السامراء (شیرسامرا)

تاریخ تولد : پانزده خرداد ماه ۱۳۶۱

محل تولد: کرمانشاه

وضعیت تاهل: متاهل

دارای یک فرزند پسر بنام محمد هادی

شهادت در تاریخ : بیستم بهمن ماه سال۱۳۹۳ 

محل شهادت: العوینات در حومه ی سامرا

چندین مرتبه جهت مبارزه با وهابیت تکفیری به عراق اعزام شد و هنگامی که فرماندهان سپاه قدس نبوغ نظامی و شجاعت کم نظیر او را دیدند ، به عنوان فرمانده چند عملیات انتخابش کردند که هیچ کدام با شکست مواجه نشد و در آخر به عنوان فرمانده عملیات ویژه سامرا منصوب شد و در همین مقام به فیض شهادت نائل آمد .

محل دفن: گلزار شهدای شهر کرمانشاه روبروی حسینیه ی مزار شهدا

دیشب تو جمع بعضى از رفقا صحبت از دلاوری هاى آقا مهدى بود ، به دوستان گفتم مهدى تو این دنیا نمیمونه ، دل کنده است و آرزو داره تو این مسیر شهید بشه ، امروز ساعت ١٠/۵ صبح حاج آقا مجتبى توسلى خبر شهادت آقا مهدى رو بهم داد ، اصلاً تعجب نکردم انگار آماده  شنیدن این خبر بودم ، آخه چند ماه پیش آقا مهدى رو تو داروخانه اتفاقى دیدم ، عرض کردم شما اینجا کارهاى بسیار مهمى در دست داشتى که همه این کارها خدمت به انقلاب و باعث خشنودى دل حضرت آقاست ، اگر میشه شما نرو و این کارها رو به سرانجام برسون ، آقا مهدى با یه خنده ى پر معنا گفت حاجى این سفره ى شهادت هم مثل سفره اى که در ایام دفاع مقدس پهن بود ، جمع میشه و حسرتش برامون میمونه ، میرم به تکلیفم عمل کنم ، شاید سر این سفره خداوند متعال شهادت را نصیبم کنه .
آقا مهدى عزیز که لقبِ شیر سامرا را گرفته بود در دفاع از حرمین عسکریین علیهماالسلام، به خیل شهداء پیوست و به آرزوى دیرینه اش رسید ، امشب یکى از همرزمانش در تماسى که از عراق داشتند میگفت : آقا مهدى تا لحظه هاى اخرش صدا میزد یا حسین ، یا حسین …. خدا کند ما نیز رهرو راه این عزیزان باشیم.

خلا صه ای از زندگی شهید جاویدالاثر ابراهیم هادی پور

ابراهیم دراول اردیبهشت سال 1336دیده به هستی گشود. از همان سال های پایانی دبیرستان مطالعات غیر درسی را نیز شروع کرد.حضوردرهیئت جوانان وحدت اسلامی وهمراهی وشاگردی استادی نظیر علامه محمد تقی جعفری بسیاردر رشد شخصیتی ابراهیم موثر بود. در دوران پیروزی انقلاب شجاعت های بسیاری از خود نشان داد.او همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود. پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شد. ابراهیم همچون معلمی فداکار به تربیت فرزندان این مرز وبوم مشغول شد.اهل ورزش بود. با ورزش پهلوانی یعنی ورزش باستانی شروع کرد. در والیبال وکشتی بی نظیر بود. هرگز در هیچ میدانی پا پس نکشید ومردانه می ایستاد.مردانگی اورا می توان در ارتفاعات سر به فلک کشیده بازی درازو گیلان غرب تا دشت های سوزان جنوب مشاهده کرد. حماسه های او در این مناطق هنوز در اذهان یاران قدیمی جنگ تداعی می کند. دروالفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه های گردان کمیل وحنظله در کانالهای فکه مقاومت کردند اما تسلیم نشدند.سرانجام در 22 بهمن سال 1361بعد از فرستادن بچه های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد. دیگر کسی او راندید.او همیشه از خدا می خواست گمنام بماند. خدا هم دعایش را مستجاب کرد. ابراهیم سالهاست که گمنام وغریب در فکه مانده تا خورشیدی باشد برای راهیان نور.

خاطراتی از شهید ابراهیم هادی پور

در ماههای اول پس از پیروزی انقلاب ، ابراهیم با همان چهره و قامت جذاب در حالی که کت و شلوار زیبائی می‌پوشید به محل کارش در شمال شهر می‌آمد. یک روز متوجه شدم ابراهیم خیلی گرفته و ناراحت است و کمتر حرف می‌زند، با تعجب به سمتش رفتم و گفتم: “داش ابرام چیزی شده ؟”گفت: “نه چیز مهمی نیست”، گفتم: “ اگر چیزی هست بگو، شاید بتونم کمکت کنم”.کمی سکوت کرد و گفت:چند وقته یه دختر بدحجاب تو این محله به من گیر داده و گفته تا تو رو به دست نیارم ولت نمی‌کنم” کمی سکوت کردم و بعد یکدفعه خنده‌ام گرفت، ابراهیم با تعجب سرش را بلند کرد و پرسید: “خنده داره؟”گفتم: “داش ابرام با این تیپ و قیافه که تو داری، این اتفاق خیلی عجیب نیست!” گفت: “یعنی چی؟یعنی به خاطر تیپ و قیافه‌ام این حرف رو زده”. گفتم: “شک نکن”. روز بعد دیدم ابراهیم با موهای تراشیده و بدون کت و شلوار و با پیراهن بلند به محل کار اومد، فردای آن روز با چهره ای ژولیده‌تر و حتی با شلوار کردی و دمپائی به محل کار آمد.

  

 

 

 

شهید محمد ابراهیم همت

محمد ابراهیم همت (متولد ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ شهرضا - شهادت ۱۷ اسفند ۱۳۶۲ جزیره مجنون) معلم و نظامی ایرانی بود، که از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بشمار می‌آمد. وی پس از انقلاب و در سال ۱۳۶۱ مدت کوتاهی را در جبهه جنگ لبنان و اسرائیل گذراند، سپس به ایران بازگشت ودر جبهه‌های جنگ ایران و عراق درعملیاتی چون فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان و خیبر مسئولیت‌هایی را عهده‌دار بود. او در اسفند ۱۳۶۲ در جریان عملیات خیبر شهید شد.

پس از پایان دوران سربازی و بازگشت به زادگاهش شغل معلمی را برگزید. در روستاها مشغول تدریس شد و به تعلیم فرزندان این مرز و بوم همت گماشت. وی در این دوران نیز با تعدادی از روحانیون متعهد و انقلابی ارتباط پیدا كرد و در اثر مجالست با آنها با شخصیت حضرت امام (ره) بیشتر آشنا شد. به دنبال این آشنایی و شناخت، سعی می‌کرد تا در محیط مدرسه و كلاس درس، دانش آموزان را با معارف اسلامی و اندیشه های

انقلابی حضرت امام (ره) و یارانش آشنا كند.

خاطره ای از شهید همت

لشکر محمد رسول‌الله (ص)‌ درحال نقل و انتقالات قبل از عملیات بود. حاجی داشت برای بچه‌ها موقعیت منطقه را شرح می‌داد. کلمه‌ها خوب توی دهانش نمی‌چرخید. احساس کردم که ضعف تمام وجودش را گرفته است. یک‌دفعه زانوهایش لرزید؛ دستش را به دیواره سنگر گرفت و آهسته روی زمین نشست. 
دکتر را خبر کردیم. دکتر پس از معاینه، گفت: به خاطر بی‌خوابی و غذا نخوردن، بدنش ضعیف شده است و حتماً ً‌باید استراحت کند. حاجی قبول نکرد. هر چه اصرار کردیم، نپذیرفت. می‌گفت: «در این شرایط نمی‌تواند به استراحت فکر کند بالأخره اجازه داد که یک سرم به دستش وصل کنند اما به این شرط که بتواند در همان حال عملیات را هدایت کند. در میان بچه‌ها مشهور بود که حاج همت کیلومتری می‌خوابد نه ساعتی. چون هیچ گاه وقت نداشت یک‌جا چهار یا پنج ساعت بخوابد، همه‌اش توی ماشین و در مسیرها می‌خوابید. مثلا وقتی از اندیمشک به اهواز می‌رفت، در بین راه صد کیلومتر می‌خوابید یا وقتی نیمه‌شب برای شناسایی به منطقه‌ای می‌ر‌فت، در طول راه چهل پنجاه کیلومتری می‌خوابید. یک شب، پیش از عملیّات مسلم بن عقیل، به خانه آمد. سر تا پایش خاکی بود و چشم‌هایش قرمز شده بود. سرماخوردگی باعث شده بود سینوزیتش عود کند. دیدم رفت که وضو بگیرد. گفتم: «حالا که حالت خوب نیست، اول غذا بخور بعد نماز بخونگفت: من با این‌همه عجله آمده‌ام که نمازم را اول وقت بخوانم دیگروقتی ایستاده بود به نماز، دیدم از شدت ضعف دارد می‌افتد. رفتم ایستادم کنارش تا مواظبش باشم. در قلاجه بودیم، سال ١٣۶٢، هوا خیلی سرد بود. رفتیم تمام اورکت‌هایی را که توی دوکوهه داشتیم، آوردیم برای بچه‌ها. حاج همت که آمد، دیدم یادم رفته برایش یکی کنار بگذارم. ماجرا را با یکی از بچه‌ها مطرح کردم. گفت: «‌من یکی دارم.» خوشحال شدم. رفتم به حاج همت گفتم: «حاجی یک اورکت برات نگه داشتیم گفت: «هر وقت دیدم تمام رزمنده‌ها صاحب اورکت شده‌اند، آن‌موقع من هم می‌پوشم.

 

 

سامانه های اتوماسیون دانشگاه

آدرس: کرمانشاه - سه راه 22 بهمن خیابان جهاد دانشگاهی موسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی

شماره تماس : ۳۱۰۳۱ ۰۸۳

ایمیل : info@jdku.ac.ir